خرید بک لینک

ماه من، دل من در شبِ خود، به سیمایت نگران شد
دل من در دل شب تنها ترین دلِ بی دلبر و جان شد

دل من در دل حوض جان تو را در آغوش کشید
ماهکم جای دگر روشن گر این حوض و جهان شد

هیچ نبود حوضم  جز سراب و خواب سحری
مرغ سحر گفت این خواب بهترین خواب زمان شد


گِل و مُشک و شمع و شراب و طربی  روز الست
این گونه شد خلق تو و این خلاق ترین خلق جهان شد

مه جبین آتش عشقت  سینه همه را سوخته است
به زرتشت قسم این شعله سرخ ترین شعله ی جان شد

خواب دیدم که حوّایم شدی باز سیب آورده ای 
به ابلیس قسم این لبت سرخ ترین سیب جنان شد

به فالم گفت حافظا  می آیی شبی نیمه شبی
خواب، تعبیر حافظ شد بی پرده همین بود و  همان شد
مهدی جعفری

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم دی ۱۴۰۰ ساعت 10:59 توسط م.ج  | 

برچسب: نویسنده: یوسف مقدم تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 11:12

صفحه بندی